عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمد بن أبى بكر بن على ساوى )
مقدمهء مصحح 16
تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى )
غزنه پايتخت غزنويان ترك كرد . غزنه در روزگار نويسنده ، نمونهاى از مجد و شكوه و مركز كشوردارى ، جايگاه طلوع ستارگان و فضلاى دوران محسوب مىشد و به همين دليل هركه خواهان شهرت بود يا طالب مجالس وزيران و رجال دولتى يا تقرّب به سلطان ، از شاعر و اديب و فقيه و فيلسوف از هر ديارى روى به غزنه مىآوردند . از اين رو ، بيشتر كسانى كه در اثر تذكره گونهء يتيمة الدهر ، از آنها نامى بر جاى مانده ، از مردم بومى آن سامان نبودهاند . ابو منصور زمانى به غزنه رسيد كه ناصر الدين سبكتگين وفات يافته بود و فرزند او سلطان محمود غزنوى ، كه قلمرو سلطنت وى ، از هندوستان تا بغداد را دربر مىگرفت ، به جاى او بر تخت سلطنت نشسته بود . وى با بهرهگيرى از غنايم هنگفت غزوات هندوستان به پايتخت خود غزنه رونق و عظمت بخشيد ، و اين امر باعث شد شعرا و فضلاى آن روزگار جهت برخوردارى از بخششهاى وى ، به دربار غزنه سرازير گردند . ابو منصور ثعالبى نزديك به پنج سال در غزنه اقامت گزيد و كتاب لطائف المعارف خويش را به سلطان محمود تقديم نمود . همچنين با گروهى از بزرگان حكومت غزنوى مانند ابن مشكان و محمّد بن عيسى كرجى آشنا شد و كتاب تحسين القبيح و تقبيح الحسن را به عيسى كرجى تقديم كرد . « 1 » سپس به ديدار قاضى ابو احمد منصور بن محمّد هادى ازدى به شهر هرات رفت و كتابهاى اللطيف فى الطيب و الإعجاز و الإيجاز را براى وى نگاشت و از لطف و كرم آن قاضى بهرهمند گشت ، ولى طولى نكشيد كه شهر هرات را در سنّ شصت سالگى به سوى نيشابور ترك كرد و پس از چهل سال سفر مداوم در زادگاه اصلى رحل اقامت افكند . « 2 » وقتى ابو منصور ثعالبى به شهر نيشابور بازگشت ، آوازه و شهرت ادبى او در آفاق پيچيده بود ؛ ازاينرو ادباى نيشابور بازگشت وى را به اين شهر گرامى داشتند . حسن بن مؤمّل الحربى ، از ادباى اين شهر ، مقدم وى را با سرودن ابيات زير گرامى داشت :
--> ( 1 ) . تحسين القبيح و تقبيح الحسن ، ص 27 . ( 2 ) . الثعالبى ناقدا و أديبا ، ص 43 .