تاج الدين احمد وزير
82
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
دقيقههاى « 1 » معانيش در لباس حروف * چو در سياهى شب روشنى پروين است عروس معنى در كلّههاى الفاظش * چو حور عين شده اندر لباس مسكين است ز گونه گونه سخنها تر و تازه اين * به دست فضل و هنر دستهء رياحين است محدّث عقلا و أنيس عشّاق است * نديم خلوت و زينتگه سلاطين است سفينهها « 2 » را در بحر ديدهاند بسى * سفينهاى كه درو بحرها بود اين است شناسد آنكه « 3 » شناسد كه هريكى لفظش * ز بهر ذوق سزاى هزار تحسين است « 4 » * * * اى آتش طبعت حسد باد شمال * واى خاك درت مايه ده آب زلال در خط و عبارتم اگر نقصان است * ز آنست كه دارم اشتياقى به كمال * * * بر تو خوانم ز دفتر اخلاق * آيتى در وفا و در بخشش هركه بخراشدت جگر به جفا * همچو كان كريم زر بخشش كم مباش از درخت سايهفكن * هركه سنگت زند ثمر بخشش از صدف يادگير نكتهء حلم * هركه بردّ سرت گهر بخشش
--> ( 1 ) دقيقها . ( 2 ) سفينها . ( 3 ) آنك . ( 4 ) ر . ك : ديوان كمال الدين اسماعيل باهتمام حسين بحر العلومى ص 553 .