تاج الدين احمد وزير

74

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

به سمع رضا إصغا فرمود و رقّتى پيدا شد فى الحال فرود آمد و بوسى چند بر دست پير داد و به تدارك مافات مشغول گشت ، شمشير برّان نه از بهر آن به پادشاه داده‌اند و عالمى مسخّر حكم كرده تا مراد نفس رانند و متابعت هوا كنند ، از بهر آن داده‌اند تا مصالح بندگان خداى تعالى نگاه دارند و طريق عدل سپرند تا خلافت حق تعالى به جاى آورده باشند : اوّل دل مردمانت خوش بايد داشت * گر ز انك به خوش دلى اميدى دارى اسكندر وصيّت كرد كه : چون مرا وفات دهيد حكما و خزاين را در پيش جنازه داريد « 1 » و دست من از تابوت بيرون آريد چنان كردند ، بعد از آن در [ ا ] ين معنى از خضر عليه السّلام پرسيدند فرمود : كه آن حال اشاره است كه حكما به حكمت دافع مرگ نتوانستند شد و با اين همه خزاين ، تهى دست از [ ا ] ين عالم مىروم محمّد سمّاك ، رسول عليه الصلاة و السّلام به خواب ديد كه عمر خطّاب ( رض ) بر جانب راست بودى و عمر عبد العزيز بر جانب چپ و سيّد عليه الصلاة و السّلام التفات به عمر عبد العزيز زيادت مىفرمود گفت كه : يا رسول اللّه ! اىّ العمرين أفضل ؟ [ رسول اللّه ] فرمود : عمر بن الخطّاب . * 573 * [ محمّد سمّاك گفت ] : پس زيادتى التفات به عمر عبد العزيز چيست ؟ [ رسول اللّه ص ] فرمود كه : عمر خطّاب وقتى عدل كرد كه عالم پر از عدل بود و عمر عبد العزيز در زمانى عدل كرد كه جهان پرجور بود . سبعة يظلّهم اللّه فى ظلّه يوم لا ظلّ إلّا ظلّه : امام عادل . « 2 » الحديث . « 3 » بر دوام به تضرّع و ابتهال ، حاجات از قاضى الحاجات مىبايد خواست و در حالت سجده به اجابت نزديكتر بود و آنكه جمعى گفته‌اند كه حاجات نمىبايد خواست كه حق تعالى علّام الغيوب است و به حاجات بنده دانا و عالمست و اگر مصلحت بنده در آن بود

--> ( 1 ) داديد . ( 2 ) بحار الانوار 26 / 261 ح 41 ، نهج الفصاحة 2 / 367 ح 1732 . ( 3 ) قبل از اين سطر ظاهرا چند سطر نوشته نشده است .