تاج الدين احمد وزير
68
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
دارند و حكما گويند به زيادتى كوشش در روزى نيفزايد و به تقاعد نمودن در طلب ، آنچه « 1 » مقدّرست كم نشود . اى طالب روزى بنشين كه « 2 » بخورى ، و اى مطلوب اجل مگريز كه جان نبرى . جهد رزق اركنى و گر نكنى * برساند خداى عزّ و جل ور روى در دهان شير و پلنگ * نخوردنت مگر به روز اجل بنا نهاده دست كشد و نهاده به هرجا كه هست كشد « 3 » . شعر خواجه آفتاب جست و نيافت * تيره شب بود بر وى تافت هركه در زندگى نانش نخورند چون بميرد نامش نبرند ، لذت انگور بيوه داند نه خداوند ميوه . آنكه در راحت و تنعم زيست * او چه داند كه حال گرسنه چيست ؟ حال درماندگان كسى داند * كه به احوال خويش درماند « 4 » مأمون خليفه گفت : دنيا براى آن بايد كه تا در تصرّف آيد و چون مسلّم شد جز بخشش چه كار شايد ، حكيم گفت « 5 » : دو كس رنج بيهوده بردند و سعى بىفايده كردند يكى آنكه « 6 » مال اندوخت و نخورد و ديگر آنكه علم آموخت و نكرد « 7 » . چون در امضا [ ى ] كارى مترّدد باشى آن طرف اختيار « 8 » كن كه « 9 » بىآزارتر باشد .
--> ( 1 ) آنچ . ( 2 ) كه هكذا در متن . ( 3 ) ر . ك : كليات سعدى تصحيح فروغى ، گلستان باب هشتم ص 184 با اختلاف . ( 4 ) ر . ك : كليات سعدى تصحيح فروغى ، گلستان باب هشتم ص 183 . ( 5 ) گفة . ( 6 ) آنك و هكذا در موارد بعد . ( 7 ) ر . ك : كليات سعدى تصحيح فروغى ، گلستان باب هشتم ص 170 . ( 8 ) اخيار . ( 9 ) كى .