تاج الدين احمد وزير
60
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
فيه دشمن آتش مزاج بادپيما را بگو * خاك بر سر كن كه آب رفته باز آمد به جوى « 1 » * * * * 561 * از شب وصل دمى مىدهيم هر نفسى * ليكن از وصل تو راضى به دمى نتوان شد در سالى اگر ماه مبارك بينم * هم روى تو بينم كه مبارك ماهست * * * فى ترك الوداع چاكر چو نيارست وداع جان كرد « 2 » * در وقت وداع رفت و رو پنهان كرد تو جان منى و زين سبب معذورم * كآسان آسان وداع جان نتوان كرد * * * گر ترك وداع كردهام معذورم * كآسان آسان وداع جان نتوان كرد مصوّر ازل از روح صورتى مىخواست * مثال قامت تو بركشيد و آمد راست * * * به هرچه خوبتر اندر جهان نظر كردم * كه گويمش به تو ماند تو خوبتر ز آنى وجود هركه نگه مىكنم ز جان و جسد * مركبّست و تو از فرق تا قدم جانى « 3 »
--> ( 1 ) در اين بيت منظور شاعر كاربرد چهار عنصر است . ( 2 ) در پايان مصرع علامت ه نشانه پايان جمله است و حرف ه نيست . ( 3 ) اين دو بيت شعر از غزليات سعدى است ص 447 چاپ حسين استاد ولى از روى چاپ فروغى .