تاج الدين احمد وزير
57
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
مىكوش كه تا ز عشق دردى بكشى * يا غاشيهء دامن مردى بكشى اندر طلب وصال تعجيل مكن * تا بر در دوست سرد و گرمى بكشى « 1 » فلك مشام كسى خوش كند به بوى مراد * كه خاك معركه باشد عبير و عنبر او عزم آن دارم كه سر در پاى آن دلبر كشم * دامن او گيرم و دامن ز عالم دركشم بىقدش در جويبار جنّتم دعوت مكن * تا نسوزد طوبى از آهى كه بىاو بركشم « 2 » 812 « 3 » « 4 » * لنجيب الجرفادقانى زهى به وقت سحر زلفت از پريشانى * بدست باد صبا كرده عنبرافشانى ز سر گرفته جهانى فسانه من [ و ] تو * حديث يوسف مصرى و پير كنعانى دماغ عقل به ديوانگى شود مايل * اگر تو سلسلهء زلف را بجنبانى هزار يوسف گمگشته را توانى يافت * سر آستين جمال خود أر برافشانى هزار دل شده را بر اميد طلعت خويش * چو بر نشينى در هر مقام بنشانى « 5 » للحكيم المتألّه سنايى روّح اللّه روحه جهان تيزست و ره مشكل جنيبت را عنان دركش * زمانى رخت هستى را به خلوتگاه جانان كش عقابان شقاوت « 6 » را ز باغ انس بيرون كن * همايون سعادت را به دام امتحان دركش
--> ( 1 ) دو بيت بالا نيز به شكل عدد 7 نوشته شده است . ( 2 ) دو بيت بالا نيز به شكل عدد 7 نوشته شده است . ( 3 ) اين ص در نسخه عكسى بياض ص 812 است و جايش در اين مكان مىباشد . ( 4 ) صفحات 812 و 813 مربوط به صفحات 556 تا 561 نسخه عكسى بياض است و در اين موضع جاى مىگيرد اين مجموعه بدون نام كاتب است و در هنگام صحافى بياض جاى اين دو صفحه تغيير كرده است ( 5 ) غزل فوق با اختلاف در ديوان نجيب جرفادقانى به كوشش احمد كرمى آمده است . ( 6 ) اين كلمه پاك شده است .