تاج الدين احمد وزير
205
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
690 * دى بلبلكى بر سر شاخى با جفت * مىگفت غمى كه در دلش بود نهفت بىخود شدم از رشكش و با خود گفتم * شاد آنكه غمى دارد و نتواند گفت و له عابوه و قالوا نسخت آياته * الخطّ أتى و ما أتى ميقاته و ما احتط و ما كادوا [ . . . ] « 1 » * من آهة وجدى صديت [ . . . ] « 2 » و له قم فأسق على ترنّم الأوتار * راحا قضبت بشربها الأوطار فى الحسن بلغت منتهى الآمال * ما احتاج نصابه إلى « 3 » الكمال « 4 » كس نيست كه گويد خط مشكين ترا * كين غاليه بر ماه چرا مىمالى « 5 » كم خسب به وقت صبح كاندر پى ماست * خوابى كه قيامتش بود بيدارى فرد عمر نبود آنچه غافل از تو نشستيم * باقى عمر ايستادهام به غرامت لا أدرى ، لا أعرف قائله گردى كه سم سمندت أفشاند * باد آمد و سوى آسمان راند هر ذرّه از آن ستاره [ اى ] شد * سرمايهء نور باره [ اى ] شد لواحد فى وصف الرّبطة ، و لقد أجاد ساعتى بود پس به عزم شدن * قامت سرو را خرامان كرد سرو را از شكوفه ساخت غلاف * ماه را شهر بند كتان كرد آن همه فتنه زير يك چادر * من ندانم چگونه پنهان كرد
--> ( 1 ) در اين موضع دو كلمه خوانده نمىشود . ( 2 ) در اين موضع يك كلمه خوانده نمىشود . ( 3 ) اين موضع محوشدگى دارد و ( الى ) از روى حدس انتخاب گرديده است . ( 4 ) حرف م روى اين بين دال بر اين است كه اين بيت مقدم است بدين سبب جاى آن دو را تغيير دادهام . ( 5 ) حرف خ بر روى اين بيت دال بر اين است كه اين بيت مؤخر است .