تاج الدين احمد وزير
185
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
ليس الصّيد لمن أثاره ، إنّما الصّيد لمن صاده « 1 » . فضحك الرّشيد . أستغفر اللّه ممّا جرى قلمى . * 675 * لكاتبه أحسن اللّه حاله حذر كن اى دل از آسيب روزگار حذر * كه چرخ شعبده بازست و دهر حيلهگر به هيچوجه مبين مهر اين سپهر دوروى * به هيچ باب منه دل درين سراى دودر طمع مكن گوهر خوشدلى و پروزى * كه هست طارم پيروزه نيك بدگوهر ز هيچ خشك [ و ] تر اندر ترازوى خردست * جهان و هرچه بود در جهان چه خشك و چه تر به دست ديو شقا خاتم بقا مسپار * به پاى پيك هوس تندره هوا مسپر چو جان ثبات ندارد ز بند جان برخيز * جهان چو مىگذرد از سر جهان بگذر متاع عمر گرانمايه رايگان مفروش * براى سود و زيان عشوهء سپهر مخر چو يادگار بشر نيست در جهان جز نام * به خير كوش كه نامت به خير به كه به شر به يال و بال قوى و قدر غرور مكن * كه مىشود ز قضا و قدر هبا و هدر
--> ( 1 ) وسائل الشيعة 13 / 81 باب 40 با اختلاف .