تاج الدين احمد وزير

163

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

چنان چون مه و مهر در دور گردون * ندارند ثالث ندارى تو ثانى خداوندگارا مرا با جنابت * خلوص حقيقيست دانم كه دانى به هندوستان سواد مديحت * چو طوطيست كلكم ز شكرّ فشانى چو رانم سخن در صفات جلالت * خرد خاطرم را كند ترجمانى فنثرى له نثرة الجوّ تعنو « 1 » * و شعرى له تسجد الشّعريان مجلّى جياد الميادين حسرى « 2 » * كميتى إذا سار مرخى العنان فمن ذا الّذى فى سياق السّباق * يشقّ غبارى عند الرّهان ودائع « 3 » ذهنى خدعن العقول * كأن تنفث السّحر فيها لسانى بدائع « 4 » طبعى بهرن « 5 » العيون * كأن تطلع الزّهر منها بنانى مرا تربيت كن كه در وصف ذاتت * به گردون رسانم بيان معانى تصانيف سازم به فرخنده نامت * كه ماند همه در جهان جاودانى ملوك جهان را كدامين ذخيره * به از ذكر يادت ز ايّام فانى * 656 * ألا تا بگريد هواى بهارى * وز آن گريه خندد گل بوستانى گل دولتت در بهار سعادت « 6 » * مصون باد از آسيب باد خزانى همايون تو را روز نوروز و روزت * شبت روز روشن ز بس شادمانى چنان باد حكم قران كواكب * كه صد سال ديگر چنين بگذرانى و قد أحسن من قال : رحم اللّه امرء أطلق ما بين كفّيه و أمسك ما بين فكّيه و للّه درّ أبى الفتح البستىّ حيث يقول فى معنى هذا المثل :

--> ( 1 ) ذيل لغت معنى آن : فروتنى كند ، نوشته شده است . ( 2 ) ذيل اين واژه معنى آن : كند ، نوشته شده است و در فرهنگها به معنى خسته شدن شتر آمده است . ( 3 ) ودايع . ( 4 ) بدايع . ( 5 ) ذيل اين كلمه معنى آن : غلبن نوشته شده است . ( 6 ) سعادة .