تاج الدين احمد وزير
11
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
طرفين هيچ كدورت نماند و موارد و مشارب برادرى و مناهل و مشارع كهتر ، مهترى از مجموع شوايب صافى شد و به صفاء اوّل باز رفت به نوعى كه « 1 » اميد واثق و رجاء صادق كه ( بعد اليوم ) « 2 » اساس آن چون جهات ستّ پايدار و مانند « سبع شداد » « 3 » استوار باشد . و لم أر أبقى من وصال « 4 » مراجع * الى الودّ « 5 » من بعد القلى و التّقاطع * 516 * در اين اقسام صفت وضوح و سمت ظهور يابد ، و الحمد للّه الّذى اذهب عنّا الحزن ، إنّ ربّنا لغفور شكور ، چون ما را با وجود ديگر برادران و فرزندان صلبى هيچ آفريده عزيزتر و ارجمندتر از او نيست و او را ذخيره احقاب و مايه استظهار مىدانيم و بعد فضل اللّه تعالى « 6 » محل اعتماد مىشناسيم ملتمس آن عزيز برادر را بأسعاف مقرون داشتيم و روز جمعه سادس عشر ذو الحجّة الحرام - عمّت بركاته - خطبه و سكّهء تمام مملكت « 7 » عراق و خوزستان بنام و لقب همايون ما مشرّف گردانيد و گوش و گردن عروس ملك بدان زيور زيب و زينت پذيرفت و جميع أوامر و نواهى را ملتزم گشت و از حفظ مراسم ادب و رعايت دقايق خدمت هيچ باقى نگذاشت و بتازگى عهد ملاقات و مصاحبت كه « 8 » امداد آن به امتداد روزگار متّصل باد تازه گردانيديم و نواير نزاع را به زلال شفقت تسكين داديم و از جانبين مضى ما مضى گفتيم و صلح و صفايى كه « 9 » بنيادى محكم و قاعده ثابت دارد در ميان آمد و از اندرون * 517 * دلها استماع مىافتد كه : دع الوشاة بما قالوا و ما فعلوا * بينى و بينكم ما ليس ينفصل
--> ( 1 ) كى . ( 2 ) بعد اليوم بالاى سطر نوشته شده است . ( 3 ) قرآن كريم سوره النّبا ( 78 ) قسمتى از آيه 12 . ( 4 ) بالاى وصال و داد نوشته شده است . ( 5 ) بالاى الودّ الحبّ نوشته شده است . ( 6 ) تعال . ( 7 ) مملكة . ( 8 ) كى . ( 9 ) كى .