تاج الدين احمد وزير
103
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
لسلطان « 1 » العارفين أبو سعيد أبو الخير قدسّ اللّه سرّه برون ز گوشهء بهشت برين سقر باشد * فزون ز توشهء شكر بهره بار خر باشد هرآنكه توشه روزى و گوشه [ اى ] دارد * براستى ملك ملك بحر و برّ باشد زيادت از سرت أريك كله بدست آرى * به خاك پاى قناعت كه دردسر باشد « 2 » و له قدّس سرّه حال عالم سربسر پرسيدم از فرزانه [ اى ] * گفت يا خاكست يا بادست يا افسانه [ اى ] گفتمش آن كس كه او اندر طلب پويان بود * گفت يا كوريست يا كرّيست يا ديوانه [ اى ] گفتمش احوال عمر ما چه باشد عمر چيست * گفت يا برقيست يا شمعيست يا پروانه [ اى ] * 601 * بر مثال قطرهء برف است در فصل تموز * هيچ عاقل در چنين جاگاه سازد خانه [ اى ] يا مثال سيل خانست كه در فصل بهار * هيچ زيرك در چنين منزل فشاند دانه [ اى ] فيلسوفى گفت : اندر جانب هندوستان * حكمتى ديدم نوشته بر « 3 » در بتخانه [ اى ] گفتم آن حكمت چه حكمت بود گفت اين حكمتست * آدمى را سنگ و شيشه چرخ چون ديوانه [ اى ]
--> ( 1 ) در مخطوط « للسلطان » آمده كه صحيح نيست . ( 2 ) ر . ك : سخنان منظوم ابو سعيد ابو الخير با مقدمه و حواشى سعيد نفيسى قطعهء 43 ص 112 . ( 3 ) بود .