تاج الدين احمد وزير

101

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

* 598 * لكمال الدّين اسماعيل طاب ثراه ارباب شوق در طلبت بيدل‌اند و هوش * اصحاب فهم در صفتت بىسرند و پا خوانندگان درگه بخشايش توأيم * سلطان در سرادق و درويش در عبا « 1 » آن دست بر تضرّع وين روى بر زمين * آن چشم بر اشارت وين گوش بر ندا مردان راهت از نظر خلق در حجاب * شب در لباس معرفت و روز در قبا يا رب به نسل طاهر أولاد فاطمه * يا رب به خون پاك شهيدان كربلا كافتادگان شهوت نفسيم و دست‌گير * إرفق لما تجاسر و اغفر لمن عصى « 2 » اى يار جهد كن كه چو مردان قدم زنى * ور پاى بسته [ اى ] به دعا دست برگشا « 3 » لواحد من العرفاء حكيم هند سوى شهر چين شد * به قصر شاه تركستان زمين شد شهى را ديد طوطى هم‌نشينش * قفص « 4 » كرده ز سختى آهنينش چو طوطى ديد هندو را برابر * زبان بگشاد طوطى همچو شكّر كه از بهر خداى اى كارپرداز * اگر روزى به هندوستان رسى باز سلام من به يارانم رسانى * جوابى بازم آرى گر توانى * 599 بديشان گوى كان مهجور مانده * ز چشم هم‌نشينان دور مانده به زندان قفص چون سوگوارى * نه همدردى ورا نه غمگسارى چه سازد تا رسد نزد شمايان * چه تدبيرست گفتم با شما راز حكيم آخر چو با هندوستان شد * به نزد طوطيان دلستان شد

--> ( 1 ) مصراع اول از بيت اول مؤخر مصراع اول از بيت دوم مقدم نوشته شده است و در كتاب بياض و با دو علامت اين مورد را مشخص كرده است : 1 - با كشيدن خطى بين دو مصراع و مبسوط كشيدن س در سلطان . 2 - وجود حرف خ روى مصراع اول به معناى مؤخر است و وجود حرف م روى مصراع سوم به معناى مقدّم است ، لذا آن را به ترتيب اصلى برگرداندم . ( 2 ) اين كلمه به هر دو شكل عصا و عصى نوشته شده است . ( 3 ) ابيات فوق در ديوان كمال اسماعيل چاپ بحر العلومى و همچنين نسخهء خطى كتابخانهء آية اللّه فاضل خوانسارى وجود ندارد . ( 4 ) هكذا در متن .