تاج الدين احمد وزير

53

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

لكمال الدّين اسماعيل آن را كه بركشيد قبول تو همچو تيغ * گرچه برهنه است ز گوهر توانگرست و آن را كه همچو تير بينداخت ردّ تو * خونين‌دهان و پىزده و خاك‌برسرست « 1 » أيضا له [ كمال الدين اسماعيل ] هست روشن دل و تو پرتو بر صورت چشم * آسمان زانك بديدار تو آمد مشعوف گر نباشد ز پى مدح تو در مجرى حلق * بگسلد تيغ زبان سلسلهء نظم حروف « 2 » * * * تا فتنه شد رخ تو نهان گشت عافيت * انصاف زندگى بسلامت همىكند ابله كسى بود كه ترا ديد آشكار * و آنگه مرا بعشق ملامت همىكند « 3 » للمتنبّى [ لبس الوشى لا متحمّلات . . . ] لبس الوشى لا متحمّلات * و لكن « 4 » كى يصنّ به الجمالا و ضقرن الغداير لا لحسن * و لكن « 5 » جفن فى الشّعر الضّلالا « 6 »

--> ( 1 ) ر . ك ديوان كمال اسماعيل چاپ بحر العلومى ص 6 . ( 2 ) اين دو بيت با كمى تفاوت در ديوان كمال الدين اسماعيل نسخه خطى كتابخانه آيت اللّه فاضل خوانسارى رقم 484 وجود دارد و در چاپ بحر العلومى نيامده است . ( 3 ) اين دو بيت در حاشيه سمت چپ صفحه آمده است . ر . ك ديوان كمال الدين اسماعيل چاپ بحر العلومى غزل 93 ص 751 . ( 4 ) و ليكن . ( 5 ) و ليكن . ( 6 ) ر . ك شرح ديوان المتنبّى ناصيف اليازجى ج 1 ص 290 .