تاج الدين احمد وزير

494

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

* 433 * لمولانا المرحوم خواجه عماد الدّين فقيه كرمانى عليه الرّحمة « 1 » بگذشت يار [ و ] در من مسكين نظر نكرد * و انديشه ز آب ديده و آه سحر نكرد شرح نياز و قصه شوقم زبان حال * چندانكه گفت در دل سختش اثر نكرد جان گفت با دلم كه دگر در پيش مرو * دل خود چنان برفت كه جان را خبر نكرد در كوى عشق و كنج ملامت نشد مقيم * إلّا دلى كه عقل به كويش گذر نكرد كس در كمان ابرويش از دور ننگريد * تا پيش تير غمزهء او جان سپر نكرد گر من در آب ديده فتادم غريب نيست * پروانه را چه شد كه ز آتش گذر نكرد جان را چه‌قدر بود كه كردم نثار او * سهلست اگر نگاه در آن مختصر نكرد هر دل كه پاىبند سر زلف او نشد * سر در ميان حلقهء عشاق برنكرد جان عماد دلشده آمد به لب ولى * از دل به نور اميد ، وصالش بدر نكرد « 2 » قواعد من الشّعراء آنكه « 3 » خورشيد خواند روى ترا * مثلى پيش تو چه درخور زد وانك « 4 » دينار را به چهرهء من * كرد تشبيه سكه بر زر زد لبت آب حيات مىگفتم * خضر بشنيد حلقه بر در ز « 5 » د « 6 »

--> ( 1 ) ر . ك ديوان قصايد و غزليات عماد كرمانى به تصحيح ركن الدين همايونفرخ چاپ اول ، ص 105 با اختلاف در بيت 3 و 5 . ( 2 ) حرف د در آخر ابيات بالا با فاصله يك سانتيمتر از بيت نوشته شده است . ( 3 ) آنك . ( 4 ) و آنك . ( 5 ) ( 6 ) حرف د در آخر ابيات بالا با فاصله يك سانتيمتر از بيت جدا نوشته شده است .