تاج الدين احمد وزير
460
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
عن ثغور الأمن و الأمان ، اعلام و استعلام و أخبار احوال جانبين و أستخبار اخبار طرفين را رسل و رسايل متواتر گردانيدن و مهام مصالح و مرادات و مناجح كه در إتمام آن آثار فرط إعتنا و حسن إهتمام به ظهور پيوندد رجوع نمودن بر راى ممالك آراى سلطان أعظم ، دامت سلطنته منوط و موكول باشد . تحرّر فى أواسط محرّم الحرام مفتّح عام إحدى و ثلاثين و سبعمائة حامدا و مصليّا [ و ] مسلما و السّلام . خدايا دشمنت جايى بميرد * كه هيچش خلق بر بالين نباشد « 1 » * 414 * سواد رقعهاى كه حضرت أعلى خلافتپناه ، پادشاه اسلام ، خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه و أبّد اللّه خلاصه پيش از [ ا ] ين به عالى حضرت أعلى اللّه تعالى صانه سعة نوشته « 2 » ، صباح همگنان به نشوات توافق دور توالى و نفحات نسايم رياض عند الصّباح و اللّيالى گذران روشن باد و انحراف مزاج چون بواسطه إدمان مدام بود قاضى حكم كرد كه و آخر تداويت منها بها « 3 » چه از گوشهء مصلّى معنى آن رخصت مطالعه كرده بود چون محتسبت مىگويد : سجاده فتاده در بن خم * قرابه شكست بر سر سنگ مطربان مجلس به آواز نزار و نغمهء زير فرياد برآوردهاند كه : مردم شهرم به مى خوردن ملامت مىكنند * ساقيا مى ده بهل كايشان سآمت « 4 » مىكنند و از وقت طبلباز « 5 » اين جلّاب در ميانست و حاليا طلب شفا از قانون أرغنون مىرود و حال دل مجروح از نبض عود معلوم مىگردد و سوختگى جگر ريش از قارورهء صراحى ظاهر مىشود و زحمت دوار به أدوار متدارك ، متابع و مبدّل گشت و اگر شكايتى
--> ( 1 ) اين بيت در محل خالى پايين صفحه نوشته شده است . ( 2 ) انوشته . ( 3 ) اين مصراع شعر از أبو نواس حسن بن هانى است . ( 4 ) صامت . ( 5 ) و از .