تاج الدين احمد وزير
433
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
گفتم صنما قاعدهء سوختگى * رسميست كه عشق تو بدست آوردست فرديات ، و له : [ هر چشمداشت كز فلك سزا داشتيم . . . ] هر چشمداشت كز فلك سزا داشتيم * يخ بستهاى بود جمله به يخ برنگاشتيم « 1 » و له : [ عواطف تو گريبان حسن من دارد . . . ] عواطف تو گريبان حسن من دارد « 2 » * چگونه دست بدارم ز دامنت حاشا * * * حرّره أقلّ عباد اللّه علىّ بن محمّد الحسنىّ « 3 » أحسن اللّه أحواله ملتمسا في منتصف رمضان المبارك أفاض اللّه أنواره .
--> ( 1 ) روى اين مصرع جوهر ريخته شده است بهظاهر اين گونه خوانده مىشود . ( 2 ) اين مصرع نيز بهظاهر اين گونه خوانده مىشود . ( 3 ) اين كلمه الحسينى هم خوانده مىشود و فاقد نقطه است .