تاج الدين احمد وزير
431
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
به زير تخته « 1 » نرد آبنوسى * نهان شد كعبتين سند روسى و له فى صفة الصّبح : [ نهاد از حوصله زاغ سيهپر . . . ] نهاد از حوصله زاغ سيهپر * به زير پر طوطى خايهء زر چو شد دوران سنجابى شفقدوز * سمور شب نهفت از قاقم روز ملك الشّعراء و الأفاضل ظهير « 2 » و له فى صفته « 3 » صبح صادق چو در جهان بدميد * گل صد برگ آسمان بدميد زنگى شب به جادويى گويى * مشعل آسمان از دهان بدميد هركجا پرتويى از آن بدميد * لاله بشكفت و ارغوان بدميد « 4 » لمولانا شمس طبسى سپيده « 5 » دم شهنشاه لاجورد سرير * شود سوار بدين سبزخنگ باد مسير جهان تيرهدل از مقدم سحر گردد * چو زنگى متبسم عذار شسته به قير ملك الشّعراء ظهير * 382 * چو هاتف صبح سر برآورد * وز كوه شفق علم برآورد اكسيرى صبح كيمياگر * كرد از دم خويش خاك را زر فى صفة « 6 » خريف ظهير راست با درختان آسمان را دوستى بود از قديم * زرد شد روى درختان اندر ايّام خزان آسمان از درد ايشان پرده بر روى بست * تا نبيند « 7 » زرد گشته رويها دوستان
--> ( 1 ) تخت . ( 2 ) منظور ظهير فاريابى است . ( 3 ) ه ضمير در آخر صفته به صبح بازمىگردد . ( 4 ) ر . ك ديوان ظهير فاريابى به سعى شيخ احمد شيرازى انتشارات فروغى ص 314 با اختلاف در متن . ( 5 ) سفيده . ( 6 ) صفت . ( 7 ) نه بيند .