تاج الدين احمد وزير

374

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

به طبع مىرويد امّا مستحق ثنا است بر استعداد چون از آسمان احسان باران اكرام و إنعام باريدن گيرد منّت نمىنهد مىگويد من خود فيّاضم چه كنم كه نبارم ، إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ « 1 » * 321 * اما چون از زمين دين تو ثمرهء طاعتى يا نبات ثباتى ظاهر شود دمدمه عزّتش در ملكوت زدن گيرم وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً « 2 » ، باران اگرچه از بالا مىآيد تو چنان بينى اما به‌حقيقت از زمين مىرود تا بخار بواسطه جذب آفتاب متصّاعد نشود و در هوا كلّه نبندد سحابش نام ننهند ، چون كلّه بست هم به حرارت آفتاب او را بگدازند بارانش نام نهى ، اى دوست تو رحمت از بالا طمع مدار كه دور افتى به طلبش به آفاق مگرد كه مانده شوى و به دشوارى به دو رسى « 3 » سرچشمهء سينهء تو منبع رحمت است چون در اندرون تو نيّت خيرى فراديد آيد آن بخاريست كه سوى حضرت قدم جنبش مىكند تا به « 4 » آفتاب مهر دررسد ، او را به عالم خود كشد پس كلّهء قبول بندد ، پس باد عنايت بر وى زند ، باران رحمت متقاطر گردد بر زمين سينه‌ات رسد ، گلزار محبت گردد ، أشجار اسرار بر عنايت برآرد [ و ] أزهار أنوار ظاهر شود * 322 * موقع اين سخن است إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ « 5 » ، قُلْ : كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ چيست ؟ جواب آن حق است در اصل خلقت و اين حق است در اظهار عبوديّت آن بخار در زمين هم از وجود باران حاصل آمد پس اگر گويى كه باران از بخار است و اگر گويى بخار از باران است هم راست است بناى « 6 » اين كار بر اتّحاد است تا تو گويى همه تو گردى لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم من گويم همه تو گردى جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ « 7 » . نكته در معنى حديث ان إله خلق آدم ثم مسح ظهره بيمينه !

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سوره الزّمر ( 39 ) آيه 53 . ( 2 ) قرآن كريم ، سوره الإنسان ( 76 ) آيه 22 . ( 3 ) رسى . ( 4 ) ب . ( 5 ) قرآن كريم ، سوره اعراف ( 7 ) آيه 56 . ( 6 ) بناء . ( 7 ) قرآن كريم ، سوره سجده ( 32 ) آيه 17 .