تاج الدين احمد وزير

340

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

نسبت با بعضى آفت است و بوجود آن وجود را از عجب و تكبّر مخافت است مال است و جمالست و علم است و نسب است و عبادت است اگر عجب از مال است « 1 » محال است زيرا كه مال را اعتماد نشايد المال غاد و رائح « 2 » گاه بود و گاه نبود كه هيچ‌كس از قارون مال‌دارتر نبود و عاقبت كارش به اين آمد فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ « 3 » . توانگرى « 4 » نه بمال است پيش اهل كمال * * 285 * كه مال تا لب گور است و بعد از آن اعمال كه عزّ الآخرة بالأعمال و اگر نازش به جمال است از روى حقيقت هم تصوّر و خيال است زيراكه در معرض هبا و زوال است كه هيچ‌كس آن جمال نداشت كه أبو لهب ، صفتش اين آمد تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ « 5 » . چه نازى بزلف و خال برون كن ز سر خيال * كه سرمايهء جمال چو گل پايدار نيست اگر تكبّر و خودبينى از فنون علوم است عين جهل و جنون است كه ثمرهء علم نيستى و حلم است كه اگرنه چنين باشد حجّت بر عالم عظيم‌تر و خطر عالم بيشتر و از جاهل بسى حالها فروگذارند كه از عالم در نگذارند بيتين : هر فسادى كه در جهان آيد * جمله از عالمان بىعمل است زلّتى كان ز عالمى آيد * عالمى زان مقارن زلل است ويل للجاهل حيث لم يعلم مرّة واحدة * و ويل للعالم حيث لم يعمل بما علم ألف مرّة * 286 * عام نادان پريشان‌روزگار * به ز دانشمند ناپرهيزگار كان به نابينايى از راه اوفتاد * وين دو چشمش بود و در چاه افتاد « 6 »

--> ( 1 ) است در حاشيه نوشته شده است . ( 2 ) رايح . ( 3 ) قرآن كريم سوره قصص ( 28 ) آيه 81 . ( 4 ) تونگرى . ( 5 ) قرآن كريم سوره المسد ( 111 ) آيه 1 . ( 6 ) عبارت در چاه افتاد در حاشيه نوشته شده است .