تاج الدين احمد وزير

183

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

عقل را شهوت مطيع خود كند * جان قدسى پيروى نفس كند حيف باشد كه چنين ملكى حصين * از حسد ويران كند ديو لعين « 1 » * 149 * اى برافروزندهء شمع روان * شعله [ ا ] ى در دل زن از مصباح جان و اى برافرازندهء مشكات تن « 2 » * دور دار از جان هوا [ ى ] اهرمن الأبيات الأفراد المرتّبة على الحروف أوّلها الألف از آب و گل بديعست اين صورت‌آفرينى * نقّاش كى تواند نقشى چنين كشيدن * * * از موى فرقت تا ميان فرقى نباشد در ميان * باريك بينى ، هر دو را گر بازبينى موبه‌مو * * * از هيچ طرف راه ندارم كه ز زلفت * در هيچ طرف نيست كه دامى ز بلا نيست * * * از هوادارى بجان جويم نسيم صبح را * تا سلامى از من بىدل بدلجويى برد * * * از سر صدق و صفا چون صبح خواهم زد نفس * و اندر آن دم در هوا [ ى ] دوست جان خواهم فشاند

--> ( 1 ) چهار بيت بالا در حاشيه سمت چپ به صورت عمودى نوشته شده است . ( 2 ) مشكاة .