تاج الدين احمد وزير
177
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
روحانى داشت فرورفت و دست بصرش مهر درجى مختوم از سرّى مكتوم برداشت أعنى لقاطات فرايد و لماطات فوايد بلاد و الحق آن را فصوص خاتم حكم و به نصوص جوامع الكلم كلّه عروس فصاحت و حلّه طاووس « 1 » بلاغت ، كرشمهء أبروان مقصورات خيام ، لطافت دلرباى غمزهء شوخ آن كواعب أتراب براعت سحرنماى هر بيت از آن قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا « 2 » اندر اين زير خردهكاريهاست پرلطيفه نكتهاى از آنها ، در هر صفت كه چون كمرت بر تو بستهايم * همچون ميانت معنى باريك مضمرست « 3 » هر نكته فيه ما فيه هر دقيقه لا يخلو عن شىء ، لطافتش در سلامت اشعار إمرء القيس جزالتش را متانت مراثى ابو قيس ، « 4 » جريده در تتق سحر به رويّة خسروى جريده [ ى ] سبق حصل « 5 » كشعر بحترىّ : * 145 * سحر با معجزه چون دست در آغوش كند * نظم و نثر تو بود چون به حقيقت نگرى و الحق به يادگار آن أشعار چو در آن لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ « 6 » اندوخت كتابى كه نظم و نثرش راست نام او زنده ماند تا محشر دمد به گوش اين فضايل تليد « 7 » آواز و طاير ناقوس اين مناقب عالى پرواز بر خود ندا مىكنند : ما مات من برع البقاء ، و ذكره بالطّاسات يعدّ فى الأحياء . و آن نظم كه به كواكب جوزا و عقود ثريّا متوشّح و زلال قدمگاه خضر از لطافت آن
--> ( 1 ) طاوس . ( 2 ) قرآن كريم ، سوره مريم ( 19 ) آيه 24 . ( 3 ) اين بيت به ظاهر اين گونه خوانده مىشود . ( 4 ) ابو قيس ابن أسلت شاعرى از عرب است . ( 5 ) اين لغت بهظاهر حصل خوانده مىشود . ( 6 ) قرآن كريم سوره الشعرا ( 26 ) برگرفته از آيه 84 . ( 7 ) اين كلمه در اصل بياض تليد نوشته شده است .