تاج الدين احمد وزير

174

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

پناهت ناقوس جاه و جلالت مولوى أقضى القضاتى أعلمى أعظمى از وصمت خمول مصون و طراوت حديقه رفعتش « 1 » از سمت و ذبول محروس و مأمون باد « 2 » لطايف لواطف نبوى شعار و طرايف عواطف مرتضوى آثار دعوات مأمول از استجابت مأمون مىگرداند بموقف چون به شرف أعلى مرفوع مىگردد درين وقت كه از پيك منجنيق حوادث در و ديوار مقام اصلى بندهء مخلص عاليها سافلها گشت و ناوك مكاره و شوايب از شست كمان فلك گشاد يافته در آن بروبوم تيرباران گرديد جرّد الآمال اين دولتخانه مأمنى و مفرى ندانست . آن دل كه به غمى ز تو شاد شود * شد بنده تو مباد كآزاد شود ساليان نهمار پهلوى استراحت بر بستر تنعّم نهاده و پشت جاه و حشمت ببالش رفاهيّت بازنهاده بحقّ حقّه . أيضا له عمارى دار قافله نطق هودج محفّه گشاى سپاس را به درگاه پادشاهى فرومىآرد و قافله‌سالار سخن پيشاهنگ قطار حمد بىحد را در حريم بارگاه صمديت خداوندى مىكشد كه آفتاب جهان‌تاب كه انورى خاوران خاورست ديوان مديح به وحدانيّت او مىطرازد * 142 * كه : و فى كلّ شىء له آية * تدلّ على أنّه واحد و كبود جامهء فلك اطلس ازرقى بيت القصيده صمديّت او مىنگارد ، طبع وقاد كرهء أثير در إنشاء محامد ذات معبود او هريك از اركان عنصرى رسانيده صفات محمود او ذهن وقاد هريك از دقايق بروج دقيقى نظم شاهنامه محامد او كمال قدرتش بىظهير حفظ وكلاتش بندگانرا مجد و خلع صلوات كه دوش كسوت آن به طراز إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ

--> ( 1 ) در حاشيه بدل از رفعتش : حشمتش آورده با علامت صح و مربوط به اينجاى متن مىباشد . ( 2 ) يك كلمه مفهوم نيست .