تاج الدين احمد وزير
168
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
نهمت حسب الصّرفت « 1 » بصوب نسخه رقاب أعادى و بدسگالان و كفّ دست أهل تعدّى و متطاولان معطوف و لا يدنّيه رصيص إرادت أحيانا إقدام بر تصديعات در حيّز تراخى و تأخير مىماند ، أمّا در جميع أوقات و حالات نهال دوحه موالات و حسن اعتقاد از ينابيع و داد سرسبز و ريّان است و غنچه گلهاى مصافات و مصادقت از نسيم مودّت تسنيم « 2 » اتحاد و محبت تازه و خندان ، و متوقع مىباشد كه « 3 » را در گوشه خاطر خوشه « 4 » جاى داده و از مخافت آن سرد روضه مقدم حفّت بالأنوار الفت « 5 » استمداد همّت فرموده به ميامن همم عاليه اين معتقد را مخصوص گردانيد و شارع أنقاد مفاوضات گشاده * 136 * [ تا ] بسته سوانح أمور رجوع فرمايند تا در اتمام آن رسوم أجتهادات به تقديم پيوندد تا به تبع أحبّ للمحبّ عظّم أجره از كارزار اين أخلاص تامّه به شرف مطالعه فرستاده به دعاء اختتام مىنمايد . بقيت بقاء الدّهر فى العزّ و العلى * إليك من الإقبال بأنّى المطالب من إنشا [ ء ] المولى الأعظم العلّامة « 6 » حسام الملّة و الدّين الكرسوى « 7 » نوّر ضريحه اين خدمت را در دولتى مهيّج ماده غبطت أولياء رفعت « 8 » محرّك سلسله حسد أعدا [ ء ] برحسب يودّ احدهم لو يعمر ألف سنة ديدگانى غايت الأعمار باد . هرچند در اين مدت كه دست نوك خامه وحى كرارا از خامه خانه تفقّد خلعت ، پرسشكنان السّلام بر قامت دلجويى أجابت و أباعد مىافكند فكر خادم به ميان انگشت روزگار فرورفته بود و نامش
--> ( 1 ) اين كلمه به ظاهر به اين شكل خوانده مىشود . ( 2 ) اين كلمه در حاشيه قسمت چپ نوشته شده و مربوط به اين متن است . ( 3 ) در اين موضع دو كلمه خوانده نمىشود . ( 4 ) در اين موضع يك كلمه خوانده نمىشود . ( 5 ) در اين موضع دو كلمه خوانده نمىشود . ( 6 ) العلامه . ( 7 ) ظاهرا اين كلمه خوانده مىشود ، الكوسوى ، و اللوسوى نيز خوانده مىشود . ( 8 ) رفعتى .