شمس الدين محمد كوسج
12
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
رسيدن افراسياب به شنگان « 1 » از آن پس كه برگشت از آن رزمگاه * كه رستم برو كرد گيتى سياه « 2 » كه از بهر بيژن به توران « 3 » زمين * چه آمد به روى سپهدار چين بدان راه بىره سر اندر كشيد * گريزان ز رستم به شنگان رسيد خود و نامداران پرخاشخر * پر از درد جان و پر از كين « 4 » جگر رسيدند نزديكى آن حصار * كه بد پهلوان اندرو شادخوار « 5 » ز « 6 » پيران و گرسيوز و شاه چين * رسيدند نزديك شنگان زمين بدان چشمه آمد زمانى فرود * همى داد هركس روان را درود شه چين ز ناگه يكى بنگريد * كشاورز مردى تناور بديد ستاده بر آن « 7 » دشت همچون هيون * به تن همچو كوه « 8 » و به چهره چو خون گشاده برو ساعد و يال و برز * درختيش در دست مانند گرز قوى گردن و سينه و بر فراخ * به تن چون درخت و به بازو چو شاخ « 9 »
--> ( 1 ) . ك : عنوان ندارد ؛ در « ن » عنوان خوانده نمىشود ؛ در « م » جاى عنوان سفيد است . خلاصهاى از برزونامه كه ماكان در پايان شاهنامهء چاپ خود آورده است ، از اينجا آغاز مىشود . ( 2 ) . ن : بدان گه كه برگشت افراسياب * ز پيكار رستم دلى پرشتاب ( 3 ) . ك : روى ؛ متن : ن ، پ ؛ م : بيت را ندارد . ( 4 ) . ن : خون . ( 5 ) . ن : كه برزو به دو خاطرش خوار و زار . ( 6 ) . ن : چون . ( 7 ) . ن : بدان . ( 8 ) . ك : چون درخت ؛ ن : همچون كوه ؛ م ، پ : چون ستون ( متن اصلاح قياسى است باتوجّه به ضبط « ن » ؛ نيز - ب 95 ) . ( 9 ) . « م » پس از اين بيت افزوده است : ابا پهلوى يال و چنگ دراز * گوى نامدارى يلى سرفراز و « ن » بيت 94 را پس از بيت 95 آورده و افزوده است : بدان پهلوى بازوان دراز * همى شاخ بشكست آن سرفراز