شمس الدين محمد كوسج

مقدمه 68

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )

طبيعىتر جلوه مىدهد و با سنّت خون‌خواهى كه نمونه‌اى از كردار حماسى است سازگارتر است . امّا در روايت مكتوب ، آنچه برزو را به جنگ آورده ، وعده‌ها و تطميع افراسياب است . اگر اين اختلافى كه بين روايت شفاهى و كتبى ديده مىشود در نتيجهء تصرف شاعر برزونامه باشد ، بىگمان از شخصيت برزو كاسته است . در متن مكتوب ، برزو به مزدورى مىماند كه فقط به صرف اندوختن ثروت و بهره‌مندى بيشتر از لذايذ به اين جنگ روى آورده است . علّت نامقبول جنگ‌جويى برزو تأثيرى شگرف در تنزل محبوبيت وى در ذهن خواننده دارد . به رغم اينكه شاعر در برجسته نشان دادن شخصيت وى كوتاهى نكرده است و همهء قدرت شاعرى خود را در اين امر به كار بسته است و متقابلا رستم را در برابر وى پهلوانى ناتوان و حتّى زبون و ناجوانمرد نشان داده است ، باز چنان‌كه بايد ، نتوانسته از وى شخصيتى تصوير كند كه مقبول و پسند خاطر خواننده افتد . عامل ديگرى كه در تضعيف شخصيت برزو مؤثر افتاده ، فرجام اوست . وى كه على الظاهر مانند سهراب ، سياوش ، فرود ، از پهلوانان دورگهء حماسهء ملى ايران است ، بر خلاف آنان ، سرانجامى غم‌بار ندارد . موضوعى كه خوانندهء مأنوس با حماسهء ملى ايران ، هنگام مطالعهء برزونامه انتظار آن را دارد . نكته‌اى كه دربارهء روايات شفاهى برزونامه شايان ذكر است ، داستان سوسن رامشگر است . سابقا توضيح داده شد كه اين داستان به لحاظ ساختار مستقل به نظر مىرسد و لزوما نمىتوان آن را بخشى از برزونامه دانست . نبودن اين داستان ، در روايت‌هاى شفاهى اين احتمال را تقويت مىكند كه داستان سوسن در اصل برزونامه نبوده و بعدها براى افزودن لطف داستان برزو ، به آن افزوده‌اند . نسخه‌هاى برزونامه و روش تصحيح از برزونامه دست‌نويس‌هاى فراوانى باقى مانده است . تعدادى از آنها منفرد و مستقل