شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 48
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
ديگر نيامده باشد . به گمان نگارنده ، داستان برزو اصلى در زبان پهلوى نداشته ، بلكه در سدههاى نخستين هجرى ، كمكم در منطقهء سيستان تحتتأثير داستان رستم و سهراب و به تقليد از آن ساخته شده است و در زمان فردوسى يا هنوز به وجود نيامده بود و يا شكل نهايى خود را حاصل نكرده بود كه فردوسى به آن بپردازد . صرفنظر از اينكه اگر اين داستان كه در دست ماست ، در چارچوب و عناصر اصلى آن تصرفى نشده باشد و اصل داستان همين باشد كه امروز در اختيار ماست ، امكان درج آن در شاهنامه نبوده است ، زيرا نوعى ناهماهنگى بين موضوعات اين كتاب با ديگر داستانهاى حماسى وجود دارد كه سپس به آن خواهيم پرداخت . دلايلى كه براى جديد بودن اين حماسه ارائه مىتوان كرد به قرار زير است : 1 . مؤلف مجمل التواريخ و القصص ( مؤلف به سال 520 ) در كتاب خود مطلقا به داستان برزو نمىپردازد ، در حالىكه به همهء حماسههايى كه بعد از شاهنامه و پيش از سال 520 سروده شدهاند ، اشاره و مطالبى از آنها اقتباس مىكند ، مانند گرشاسپنامه ، بهمننامه ، كوش پيلدندان ، فرامرزنامه . « 1 » در اين كتاب حتّى نام برخى از اعضاى خاندان رستم ، مانند آذربرزين و بانو آذرگشسپ مىآيد بىآنكه به حوادث زندگى آنان و طبعا به منظومههايى كه بعدها دربارهء آنان سرودهاند اشاره شود . زيرا حماسههاى بانو آذرگشسپنامه و آذربرزيننامه بعد از 520 به وجود آمدهاند و طبيعى است كه نويسندهء مجمل التواريخ از آنها بىخبر بوده باشد . اگر داستان برزو نيز تا سال 520 بر سر زبانها افتاده بود بىگمان صاحب مجمل التواريخ از آن بىاطلاع نمىماند حتّى اگر از منظومهء برزونامه بىخبر مىبود . 2 . شهمردان بن ابى الخير رازى ، مؤلف نزهتنامه ، نيز يادى از داستان برزو نمىكند . در حالى كه روايتهايى ناشناخته از حماسهء ملى ايران را در كتاب خود آورده كه جز در اين كتاب ، جاى ديگر ديده نشده است . شهمردان كتاب خود را حدود سال 500 هجرى در يزد نوشته است . « 2 »
--> ( 1 ) . البتّه بخش دوم فرامرزنامه ( مطابق چاپ بمبئى از ص 157 تا 451 ) ، مراد است . بخش اوّل اين منظومه بعد از 520 سروده شده است . ( 2 ) . نزهتنامه ، تصحيح فرهنگ جهانپور ، تهران 1358 .