شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 38
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
گويندهء برزونامهء كهن در خود منظومه ، نشانهاى كه ما را به شاعر آن راهبر تواند بود ، ديده نمىشود . جز آنكه در يكى از دستنويسها كه به شمارهء 13493 در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى نگهدارى مىشود ، كاتب با افزودن بيتهايى بسيار سست به پايان بخشى از داستان چنين وانمود كرده است كه گويندهء اشعار فردوسى است : چنين گفت فردوسى اين قصه را * ز گويندهء داستان دفترا ( ! ) چنين است كردار گردنده دهر * گهى نوش يا بى از آنگاه زهر برو بر دل خويش هرگز مبند ! * نيابى از آن جز عناد و گزند وفا نيست بر چرخ گردنده هيچ ! * برو تا توانى برو بر مپيچ ! چنين بود اين قصه را ياد دار * ز گفته همى دار اين يادگار ! بگفتم من اين داستان را تمام * ز ما بر محمّد عليه السلام ! ( برگ 58 آ ) امّا از رهگذر كهنترين دستنويس اين منظومه كه به سال 829 ق . كتابت شده ، شاعر برزونامه شناخته مىشود و يكى از نكات مبهم حماسههاى ملى ايران مرتفع مىگردد . در دستنويس كتابخانهء كمبريج يك بار در ظهر برگ اوّل و بار ديگر در پايان منظومه به نام گويندهء آن تصريح شده است . عبارت ظهر برگ اوّل چنين است : « كتاب برزونامه تصنيف مولانا شمس الدين محمّد احمد مير بن محمّد مير خم اللّه لوله بلا من ( كذا ) » . قسمت اخير عبارت كه ظاهرا جملهاى دعايى است به رغم درشت و واضح بودن خط ، درست خوانده نمىشود . امّا به نظر مىآيد در سوق نسب گوينده پس از كلمهء محمّد ، كلمهء ابن افتاده باشد ( رجوع شود به نمونهء نسخهها ) و ترقيمهء كتاب چنين است : « تمام شد كتاب برزونامه از گفتهء مولانا شمس محمّد كوسج على يد العبد الفقير جهانگير ، اصلح اللّه احواله فى شهر محرم الحرام سنه تسع [ و ] عشرين و ثمانمائه » . « 1 »
--> ( 1 ) . آقاى عباس سلمى در مقالهء « پژوهشى در برزونامه » ( ص 18 ، 33 ) مىنويسد : ادوارد براون در فهرست