شمس الدين محمد كوسج
202
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
منم شاخ آن پهلوانى درخت * جهانپهلوان رستم نيكبخت فرامرز خواند مرا زال زر * سپهدار ايران گو نامور برين « 1 » جايگه نام من مرگ توست * كفن بىگمان جوشن و ترگ توست مرا مادر از بهر مرگ تو زاد * چنين دارم از گرد دستان به « 2 » ياد ببينى به پيكار آهنگ من * به دشت نبرد اندرون جنگ من بگفت اين و زان پس به كردار باد * دو زاغ كمان را به زه برنهاد چو درياى جوشان همى بردميد * خروشى چو شير ژيان بركشيد سر تركش تير را برگشاد * خدنگى برآورد بر سان باد به زه بر بپيوست سوفار اوى * نشانه ورا چشم پرخاشجوى درين « 3 » بود كآمد « 4 » پسش ناگهان * خروشى كه كر شد دو گوش جهان « 5 » فرامرز را گفت كاى نامور * بمان تا ببينم من اين چارهگر چو بشنيد آواز دستان سام * نكرد ايچ آهنگ او نيكنام چو زال سپهبد بيامد دمان « 6 » * نگه كرد هر سوى روشنروان سوارى ستاده بر آن دشت ديد * كه گفتى كه گردون بخواهد كشيد فرامرز را ديد در جنگ او * به ميدان كينه همآهنگ او سر و پاى آن نامور بنگريد * به ايران و توران چنو كس نديد به بالا بلند و به بازو قوى * همه سينه و يال او پهلوى « 7 » چو دستان نگه كرد در نامجوى * چنين گفت با خويشتن زان پس اوى « 8 » نو آمد ز توران بدين مرز ما * نداند همى قيمت و ارز ما نديديم هرگز ز تورانيان * به مردى بدينسان كمر بر ميان
--> ( 1 ) . ن ، س : بدين . ( 2 ) . ن ، س : زال فرخنده . ( 3 ) . ن ، س : برين . ( 4 ) . ن : كاندر . ( 5 ) . ن ، س : يلان . ( 6 ) . ن ، س : دوان . ( 7 ) . « ن » بيتهاى 667 و 663 و 664 را به ترتيب بعد از بيت 669 آورده است . ( 8 ) . س : پس از اوى ( ! ) ؛ ن : بآرزوى .