شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 27
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
آگاه كردن شهرو رستم را از نژاد برزو و پيوستن او به سپاه ايران . - خشم افراسياب از سرانجام برزو ، آمدن سوسن رامشگر به همراهى پيلسم به ايران براى اسير كردن پهلوانان ايرانى با نيرنگ ؛ - موفقيت سوسن در آغاز كار و در نهايت آشكار شدن نيرنگ او ؛ - جنگ دوبارهء ايران و توران ، قتل پيلسم به دست برزو و شكست افراسياب . پادشاه ايران در اين داستان كيخسرو است . ترنر ماكان منتخبى از همين داستان را در ملحقات شاهنامهء مصحّح خود به چاپ رسانيد . اصل داستان حدود 4250 بيت است . بسيارى از دستنويسهاى برزونامه فقط شامل همين بخش از داستانهاى برزو است . امّا در برخى دستنويسها ( به اصطلاح : نسخههاى بزرگ ) سرگذشت برزو به اينجا خاتمه نمىپذيرد ، بلكه سلسلهء وقايع همچنان ادامه مىيابد بىآنكه با عنوان يا نشانهاى از داستانى كه خطوط اصلى آن نقل گرديد ، تفكيك شود . « 1 » از اين پس هنرنمايى برزو در مكانهاى گوناگون آغاز مىشود . هستهء اصلى اين داستانها را عشقورزىهاى برزو تشكيل مىدهد كه برگرد آن تعدادى بىشمار از قصههاى عوامپسند از قبيل جنگ با ديوان و جنيان و شكستن لوح طلسم . . . فراگرفته است . حتّى بعضى از داستانهاى
--> ( 1 ) . براى روشن شدن اين مطلب ، ابيات پايانى يكى از نسخههاى بزرگ برزونامه نقل مىشود : سر ماه هنگام بانگ خروس * ببستند بر كوههء پيل كوس دو منزل سپهبد جهانپهلوان * همىرفت با شاه روشنروان جهاندار دستان و برزو به هم * برفتند با شه چو شير دژم جهانديده دستان به زابل بماند * خود و مهتران سوى ايران براند به همراه او رستم و سركشان * فرامرز و برزوى و گردنكشان به ره سربهسر عيشساز آمدند * به دامان كوهى فراز آمدند . . . ( برزونامه ، كتابخانهء ملى پاريس ، برگ 58 ب ) در تعدادى از نسخههاى برزونامه داستان با بيت چهارم پايان مىپذيرد . امّا در تعدادى ديگر چنانكه ملاحظه مىشود ، داستان همچنان ادامه مىيابد . از بيت پنجم به بعد ، سرودهء شاعر ديگرى است كه دستكم دو قرنى پس از شاعر بخش نخست مىزيسته است . در بخش بررسى برزونامه بار ديگر به اين موضوع خواهيم پرداخت .