شمس الدين محمد كوسج
42
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
شكستى كز آنگونه ديده « 1 » نديد * نه گوش زمانه بر آنسان شنيد چنان شد به « 2 » ايرانيان روى دشت * كه گردون گردان از آن خيره گشت چون شب روز شد كس از ايشان « 3 » نماند * كه منشور شمشير توران نخواند « 4 » ز خسته به هر ده يكى تن نزيست * وگر « 5 » زيست بر جانش بايد گريست هم آنگَه « 6 » سپيدهدمان بردميد * سراپردهء قيرگون بركشيد « 7 » نگه كرد طوس و فريبرز شاه * جهان گشت بر چشم هردو سياه همه دشت سر بود بى « 8 » دست و پاى * دليران به دشمن سپردند جاى « 9 » شكسته شده « 10 » نامداران همه * پديد آمده باز گرگ از رمه پراكنده لشكر ، دريده درفش * ز خون يلان روى ايشان « 11 » بنفش سپهدار تركان و هومان به هم * به هر گوشه تازان چو شير دژم به مردى بريده سر سروران * به گردن برآورده گرز گران فريبرز را طوس گفت اى پسر * چگونه توان برد ازين سان « 12 » به سر شگفتى بدينسان نديدهست كس * همانا سيه شد مرا روز پس
--> ( 1 ) . ن : هرگز . ( 2 ) . ن : ز . ( 3 ) . ن : ز ايران . ( 4 ) . ن : كه او را بر اسبى توان برنشاند . ( 5 ) . ن : اگر . ( 6 ) . ن : همانا . ( 7 ) . ن : بيرون كشيد . ( 8 ) . ن : بودى و . ( 9 ) . ن : نموده قفاى . ( 10 ) . ن : شدند . ( 11 ) . ن : هامون . ( 12 ) . ن ، م ، پ : همانا كه آمد زمانمان ( م ، پ : زمانه ) ؛ وضع دستنويسها طى چند بيت ديگر آشفته است ؛ « ن » پس از اين بيت دارد : بدينسان چگونه توان شد به پيش * شكستى گشايند بر ما ز پيش ( ! ) « م » دو بيت ديگر افزوده كه دومى آن با اندكى اختلاف از مصرع اوّل بيت 551 و مصرع دوم بيت 552 ساخته شده و بدون قافيه است ( در عوض بيتهاى 550 - 553 را ندارد ) : بر ايشان چگونه توان شد بسى * شكستى از ايشان نديده كسى درآمد همى روز سختى كنون * به زشتى گشايند بر ما زبان ( ! ) « پ » پس از بيت 549 يك بيت اضافه دارد و در عوض بيتهاى 550 - 551 را ندارد : درآمد به ما روز سختى كنون * سر ما بمانده به ننگ اندرون