شجاع

372

أنيس الناس ( فارسى )

و دفع خصم مركّب است از شجاعت و خداع - و مدار شجاعت نيز بر خدعه ، كما قيل : « الحرب خدعة » . حكايت منقول است كه در غزوهء احد يكى از عساكر كفّار از ميان لشكر بسيار به جنگجويى و تندخويى بيرون آمد . پس يكى از لشكر اسلام كه از اكابر صحابهء انام بود به مقاومت و محاربهء او نيز بيرون تاخت . چون شمشيرها از نيام بيرون كشيدند و به نزديك يكديگر رسيدند آن مبارز صحابى با معارض كافر گفت كه قرار و شرط معهود ما آنكه تنها به يكديگر مشغول گرديم . تو چرا دو شخص را به معاونت خويش در عقب انداخته همراه آورده‌اى ؟ پس كافر رو باز پس‌كرد كه ببيند كه آن دو كس كيست . در اثناى اين حال آن معارض شمشير زد و او را مقتول گردانيده گفت : « الحرب خدعة ! » پس جنگجو و مبارز جوان بايد نه پير ، مگر از براى خداع و حيله . شعر چو پير كهن گردد آزرده‌پشت * ز نيزه عصا را بگيرد به مشت جهان بر جوانان جنگ‌آزماى * رها كن ، نه پيران بىدست و پاى