شجاع

346

أنيس الناس ( فارسى )

به اندك اشارتى از آنجا بگذرد ، زيرا كه از آن محل هراسان و گريزان بود و محلهاى ديگر قياس بر آن كند و مبنى برين صورت ترك گه‌گيرى نمايد . مثنوى ولى گهگير باشد بيش استر * كه باشد بدرگى ميراثش از خر سوارش نيز چون بىدانش افتاد * به هرجايى به بيهوده باستاد طبيعت گشت او را گاهگيرى * كند تركش چو بر وى راه گيرى به هرجايى كه گه‌گيرد فرود آى * مزن او را ، ببند اندر هم آنجاى شكيبش كن هم آنجا يك شبانروز * مده در شب جو و آبش در آن روز دگر روزش بيا و برنشين چست * نهيبش ده اگرچه باشد او سست كز آن خوى بد خود بازگردد * به خوشخويى دگر دمساز گردد رمنده : بايد ديد كه اين عيب او را از غرورست يا از بدرگى . اگر از غرور است دواى آن آنكه با جمعى سواران همعنان گردى و از