شجاع

325

أنيس الناس ( فارسى )

ادب و حياست ، امّا مراد به اين معنى شرم از فحش و ناجوانمردى و عرض حاجت است بىضرورتى . و اى بسا كه ارتكاب بر حيا سبب فوت مهمّات و موجب عدم ادراك مقاصد گردد ، و اى بسا كس كه به ابرام مهام حاصل توان كرد . پس از گفتار عند الحاجة شرم مدار . حكما گفته‌اند حيا نتيجهء ايمان است و افلاس نتيجهء حيا ، « ثلث الايمان حياء و ثلثه عقل و ثلثه جود » . ادب ديگر آنكه در طلب قضاى حاجت مراسم لوازم ادب و قواعد مراتب طلب مرعى داشته مؤدّب و متمكّن باشى نه بىادب و متهتّك . و يكى از طرق آداب درين باب آنكه چون يك نوع از حاجتت مبذول افتد گستاخ و دلير نگردى و ترك ادب نموده فى الحال استدعاى نوع ديگر نكنى و بگذارى تا وقتى ديگر از اوقات . چه اگر بر خلاف مذكور ارتكاب نمايى اين صورت سبب تنفّر خاطر معروض عليه و موجب فوت حاصل اوّل گردد ، و هرآينه اثر اين بىادبى و نتيجهء اين تهتّك به مختلطان تو برسد . حكايت جمعى از ارباب ديوان شيراز مبلغى مقرّر از بقاياى اوقاف مملكت و تفاوت مسلّمى و غيرها قبول كردند كه به كار نشانند ، و چون آن جماعت قابل نامقبول بسبب عدم قابليّت از توجيه اين تقبّل و تنسيق اين تكفّل