شجاع

301

أنيس الناس ( فارسى )

نديدند لاجرم مخصوص ارباب حلم و شرفا گشت ، و ايجاد اين جوهر از براى اتّصال به اين كريمان و انفصال از آن لييمان شد ؛ و همچنانچه اين جماعت حليم از عقوبت محترز ، ان جمع لئيم از عفو مجتنب . مثنوى هرچه را خوب و خوش و زيبا كنند * از براى ديدهء بينا كنند كى بود آواز چنگ و زير و بم * از براى گوش بىحسّ اصم مشك را بيهوده حقّ خوش‌دم نكرد * بهر حس كرد از پى اخشم نكرد چون زمين و آسمان برساختست * در ميان بس نور و نار افراختست آن زمين را از براى خاكيان * و آسمان را مسكن افلاكيان مرد سفلى دشمن بالا بود * مشترىّ هرمكان پيدا بود ادب ديگر آنكه چون گناهى را عفو نمايى ديگر از آن ياد مكن و سرزنش مجرم به آن گناه منما . چه چون از آن گناه يادآورى و او را سرزنش نمايى عفو مبدّل بر انتقام گردد .