شجاع

282

أنيس الناس ( فارسى )

به صاحب آن مىرسد و ضايع نيست . مثنوى دولتيان جام و درم يافتند * دولت باقى ز كرم يافتند تخم كرم كشت سلامت بود * چون برسد زاد قيامت بود عمر به خشنودى مردم گذار * تا ز تو خشنود بود كردگار سايهء خورشيد سواران طلب * رنج خود و راحت ياران طلب دردستانى كن و درمان دهى * تات رسانند به فرماندهى گرم شو از مهر و ز كين سرد باش * چون مه و خورشيد جهانگرد باش هركه به نيكى عمل آغاز كرد * نيكى او روى به او بازكرد گنبد گردنده ز روى قياس * هست به نيكى و بدى حق‌ّشناس حكايت در بنى تميم شخصى پسر كسى بكشت . پدر مقتول قاتل را بگرفت