شجاع
276
أنيس الناس ( فارسى )
و چون در لقمه مكروهى باشد مثل استخوان يا ريگ چنان از دهان بيرون آر كه كس بر آن وقوف نيابد و نبيند . و چيزى از دهان به كاسه و نان مينداز . و چون در ميان چيزى خوردن به آب احتياج افتد به تعجيل مياشام و آواز دهان و حلق بيرون مگذار . ادب ديگر آنكه بعد از فراغ اكل در حالت دست و دهان شستن در پاك كردن انگشتان سعى بليغ به جاى آر . و در حضور مردم غرغره مكن ، و آب از دهان به طشت مينداز ، و بر تقدير ارتكاب به اين صورت ضرورة دهان را به دست بپوش . و بعد از دست و دهان شستن ملازمان و بندگان را بفرما تا گلاب و عطريّات در مجلس حاضر كنند تا بسبب روايح آنها بوى غذا از مجلس بيرون رود و مرتفع گردد . چه شخص چون سير گشت بوى غذا او را خوش نمىآيد . و همچنين بفرما تا حلويّات و نقل فراوان حاضر سازند ، و اگر مهمان قابل تشرّب و طالب شرب باشد حاضر گردان - مادام كه از ارباب احتشام باشى ، و الّا حكيمانه به طريق خفيه و طور عاقبت . ادب ديگر آنكه مطربان خوشآواز با انضمام ساز مثل عود و چنگ و امثال اينها مهيّا ساز . و شرط اينكار آنكه صاحب ساز و گوينده خوبرو و خوشآواز باشد نه بدشكل .