شجاع

264

أنيس الناس ( فارسى )

بر ازالهء آن از ديگران و حصر بر خويش مقصور دارد ، و داعيهء او بر تحصيل اين صفت قبيح از ممرّ جهل و شره بود . چه استجماع خيرات دنياوى يك شخص را محال بود . پس مطلوب حسود ممتنع الوجود باشد و جز حزن و الم از او حاصل نه . و يكى ديگر ازجمله اوصاف ردّيه و احوال ذميمهء محكىّ عنه آنكه مردم را غرض از كسب علم و اكتساب فضايل نفع به مردم رسانيدن مىباشد و مشار اليه را غرض و مقصود از تحصيل اين معنى اصرار و ايذاى اين جماعت . لاجرم از سعادت حصول اين فضايل و دولت وصول اين خصايل محروم و چندانچه مىخواند نمىداند ، و ديگران دانشمند شدند و او خوانشمند . « 1 » مثنوى دو كس چه كنند از پى خاصّ و عام * يكى نيك‌سيرت يكى زشت‌نام يكى تا كند تشنه را تازه حلق * يكى تا به گردن پر از كين خلق نه هرآدميزاده از دد به است * كه دد ز آدميزادهء بد به است به است از دد انسان صاحب خرد * نه انسان كه در مردم افتد چو دد

--> ( 1 ) - كذا - خواهشمند ( ؟ ) .