شجاع

258

أنيس الناس ( فارسى )

تخليص مال با او برنمىآيند و هرگز مال‌ومنال ده يك حاصل به مدرسه نداده ، چون ديد كه بىعقلى و كودنى « 1 » او درين مرتبه است به اندك رعايت رسمى نوعى كرد كه مال اتباعش نيز به هيچ برآمد و اندك چيزى وصول يافت . حكايت محكىّ عنه مذكور بر در مدرسهء فزاريه كتابى در دست داشت و مىخواند كه « و يعمل الفعل فى الاسماء بالاصالة لا بالتّبعيّة » به كسر الف اصاله . طلبهء علم حاضر بودند گفتند به فتح الف بخوان . گفت اى نادانان اين قدر نمىدانيد كه « با » حرف جر است و مابعد او به ضرورت مكسور باشد . حكايت از محكّى عنه پرسيدند كه اسماء ستّه چند است ؟ گفت دوازده ! بيت آن را كه عقل و دانش و تدبير و راى نيست * خوش گفت پرده‌دار كه كس در سراى نيست حكايت محكىّ عنه مذكور به بارگاه سلطنت‌پناه سلطانى مغيثى خلّد اللّه ملكه حاضر گشت جهت عرض حال خويش ، و زانو زده گفت جمعى عيال دارم و بسبب مداومت تعلّم و تعليم مجال اكتساب معيشت ندارم . التماس آنكه امر مطاع صادر گردد كه از اوقاف مملكت كه از براى امثال ما مستعدّان

--> ( 1 ) - اصل : كودنت .