شجاع
256
أنيس الناس ( فارسى )
و حكيمنهاد باشند و زياده حدّ بودن لازم ايشان . و از آنست كه مردم سياهچرده البته متكبّر و زيادهسر و بدفعل باشند ، و مردم سرخ بدتر . ليكن مقنّنان قوانين كياست و مهندسان براهينفراست بعد از رعايت امعاننظر و نهايت اتقان بصر گفتهاند هرشخصى كه ميانهبالا ، فراخچشم ، كوچكپا و استخوانناك كف پايش ، بكو ( ؟ ) بر گردن از جانب راست ، نزديك گوش خالى درشت داشته باشد بغايت كجدهن ، بىقابليّت ، فتّان و بىنماز ، دايم الجنابة ، فاسق ، قوّادمزاج ، احوال مردم را از طريق صلاح به طور فسادآور ، وامدوست باشد . مثال آن مولانا نور سمرقندى كه ملازم جناب سيادتمآب سيد شمس الدين محمّد سيد شريف مىباشد . و همچنين گفتهاند هرشخصى كه ميانهبالا ، كتف و سينه شعرانى ، چشمازرق ، كاسهاى چشم او يكى از يكى بلندتر ، فراخچشم ، انبوهابرو ، پيوستهدست و خرسمانند ، زنخ و دهان و چشمهاى او كج و لقوهدار مانند باشد بغايت بىادب و بدفعل ، حريص و ايذادوست ، گداطبع ، در هرزه - گويى دلير و بىباك كودن ، و كتابدوست بدنفس و حقّناشناس ، ظاهردوست و باطندشمن ، موذىّ الطّبع ، مسرق السّمع ، نمّام پرگو و نامستمع جواب مخاطب بود . مثال آن مولانا محمد كرد كه سابقا در مدرسهء فزاريّه مىبود و به دعا و زارى به عنايت بارىتعالى جماعت ساكنان آن مدرسه از ايذاء و تشويش او خلاص گشتند ، و اگرچه و الحالة هذه منغّص و مشوّش اوقات و معطّل ساعات جماعتى ديگرست علامات صدق اين مقال و امارات حقيقت