شجاع
240
أنيس الناس ( فارسى )
ادب ديگر آنكه دختر را به دايگان مستور سپار و عند التّميز معلّمه را بر سر او آر تا شرايط فرايض و سنن بياموزد و قرآن بخواند . و چون بالغ گردد زودتر به شوهرش ده . چه گفتهاند : دختر نابوده به و چون باشد به شوهر يا به گور ! قطعه ز دختر بداختر شدم در جهان * چه اندر حيات و چه اندر ممات سر از فرقدان بگذرانم چو چرخ * اگر نعش بينم به جنب بنات خدايا بده مرگشان از كرم * كه دفن البنات من المكرمات و تا در خانهء تست بر وى ترحّم لازم دار . چه دختران اسير مادر و پدر باشند . و طريق خانهدارى و صلاح و حجاب و وقار در خاطرش مخمّر گردان . و آنچه دارى به حسب وسع خويش به كارسازيش كن و به گردن كسيش بند تا از غمخوارى و غصّهء او خلاص يا بى . امّا تا توانى دختر را به مرد بدشكل مده و عذابش مفرما و داماد پاكيزهروى گزين . و داماد بايد كه از تو ادنى نباشد ، هم به نعمت و هم به حشمت - تا دخترت به راحت و بزرگى زندگانى كند . مثل دختر از همهجا توان خواست ، امّا به همهكس نتوان داد .