شجاع

233

أنيس الناس ( فارسى )

و از دروغ گفتنش بازدارند ، و درين صورتش زجر بليغ به جاى آرند . ادب ديگر آنكه نگذارند كه سوگند بر زبان او جارى گردد ، خواه به راست و خواه به دروغ - تا عادت به سوگندخوارى نكند . ادب ديگر آنكه در طبيعت طفل نظر كنند و از احوال او به طريق فراست معلوم كنند كه اهليّت چه نوع صناعت و قابليّت چه صنف كمال دارد ، و فطرت او موافق كدام طريق از طرق فضايل است . و او را به اكتساب آن نوع فضيلت و صناعت مشغول گردانند ، چه همه‌كس مستعدّ هرصنعتى نباشد . و الّا جميع مردم به صناعات اشرف مشغول شدندى و هيچ‌كس به ادنى التفات ننمودى . و سرّ در وجود اين تفاوت و وقوع اين اختلاف ، مدار نظام عالم و مناط قوام بنى آدم ، « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » . پس مستعدّ هرصنعتى را متوجّه آن بايد گردانيد تا به اسرع احوال ثمرهء آن ظاهر گردد . چه ارتكاب بر خلاف اين معنى سبب تضييع اوقات و موجب تعطيل ساعات بود . حكايت صفى الدّين عبد المؤمن صاحب ادوار و ياقوت خطّاط از جملهء خانه‌زادگان المستعصم باللّه بودند و در ايّام كودكى ايشان صفى الدّين را