شجاع

231

أنيس الناس ( فارسى )

مستثنى و مفروز بايد داشت و رعايت بلاغت نموده بر مقتضى طبيعت و بر منوال طريقت آن جماعت به خلاف اين كلمات و عكس اين رعايات با ايشان تكلّم و تلفّظ بايد نمود . و در خاطرشان مركوز بايد گردانيد كه مال خود به كس ندهند و به مال كس طمع نكنند . تحصيل مال و راى جميع كمال دانند . ترك مروّت بر ايثار مال مقدّم دارند . بخل را هنر پندارند . كرم را عيب شمارند ، « لا دين لمن لا مروّة له » . علىهذا نظر به طريق معاش و اطوار انتعاش معهود اين طايفه از براى حصول چيزى بىوفا و وصول عرضى بىبقا ترك تقرّر آن زواهر و ردّ تمكّن آن جواهر بايد نمود رعاية لدأب آبائهم . بيت همه اسباب جهان در نظر اهل كمال * شاخ برگى است كه بر رهگذرى افتادست ادب ديگر آنكه در خاطر اطفال شرفا و ارباب احتشام مخمّر و مركوز گردانند كه غرض از اكل و شرب حصول صحّت بود نه تحصيل لذّت . و اغذيه مادّهء حيات و صحّت بود و به منزلهء ادويّه كه بدان مداوات جوع و عطش كنند و چنانچه دارو براى لذّت و آرزو نخورند طعام نيز چنين باشد . و طعام را نزد او بىقدر گردانيده حريص و بسيارخوار را پيش او تحقير كنند و تقبيح نمايند . و او را بر الوان اطعمه معتاد نگردانند و ترغيب ننمايند ، بلكه بر يك نوع از طعام اقتصار نموده مايلش سازند ، و وقت اشتهاش