شجاع
218
أنيس الناس ( فارسى )
فصل دهم در باب آداب زن خواستن و شرط آن تا توانى مجرّد زى و متفرّد باش ، چه مجرّدى غايت استغنا و آزادى است . مثل هركه مجرّد نشيند نياز نبيند امّا اگر به سبب غلبهء شهوت به اقصى الغاية متضرّر گردى به اين واسطه در دين تو خللى واقع گردد و شيطان بر تو مسلّط شود زن خواه . چون زن خواستى حرمت خود و او نگاه دار . چه حرمت زن به شوى متعلّق ، و عزّت فرزند به پدر ، و دانش شاگرد به استاد ، و كرامات زاهد به دين ، و امن رعيّت به پادشاه ، و نظام پادشاهى به وقوع عقل و ثبوت عدل ، « دولة الملوك فى العدل » . و اگرچه مال عزيزست از زن و فرزند دريغ مدار . امّا زن را به صلاح و فرزند فرمان بردار و مهربان دار . چه سررشتهء اين كار به دست تست . و چون زن طلبى بايد كه پاكدامن و پاكدين و شوىدوست و كوتاه زبان و كوتاهدست و شرمناك باشد . مثل زن نيك زندگانى زندگانى بود