شجاع
216
أنيس الناس ( فارسى )
وطن خويش را در شهر معظم ساز و اندران شهر باش كه نشاطانگيز و عيشآميز باشد . ادب ديگر آنكه بام خانه را از بام همسايگان بلندتر ساز تا بر حال تو مطّلع نگردند . ليكن بايد كه به خانهء همسايه ننگرى . امّا از همسايهء بدنام و اهل كوى بىصلاح احتراز واجب و اجتناب لازم دان تا به سبب مجاورت ايشان تو نيز بدنام نگردى . بيت عافيت نيست دران كوى كه خمّارانند * نيكنامى مكن از مردم بدنام طمع و ضياع و عقار از براى روز پيرى و ضعف حال و ايّام سختى و اختلال بهدست آر و اشترا مىنما ، مادام كه مالت از مايهء تجارت زيادت آيد . شرط ديگر آنكه چون ضياع و عقار حاصل كنى و بهدست آرى مقسوم و غير مشاع حاصل كن و پيوسته در انديشهء عمارت آن باش تا هرمدّتى از ان حاصل فايدهء كامل به تو رسد . چه اگر رها كنى و ملتفت آن نگردى فرقى ميان آن املاك و بيابانها نباشد و برين تقدير صحارى و بوادى را ملك خويش دان و زر را ضايع مگردان . چه ملك به دخل شريف است و ترجيح آن بر ديگر مملوكات آنكه آنچه به بهاى آن دهى از حاصل و دخل آن بازستانى و مايه