شجاع
200
أنيس الناس ( فارسى )
مى كه حلال آمده در هرمقام * دشمنى عقل تو كردش حرام گر شرف عقل نبودى ترا * نام كه بردى كه ستودى ترا عقل مسيحاست ازو سر مكش * گرنه خرى خر به وحل درمكش مى كه بود كاب تو در جوى اوست * عقل تو آن چشمه كه از بوى اوست گرچه مىاندوه جهان را برد * پر مخور اى خواجه كه آن را برد گر خبرت بايد چندان مخور * كز همه چيزيت كند بىخبر بىخبر آن مرد كه چندان چشد * كش قلم بىخبرى دركشد بر سر كار آى چرا خفتهاى * كار چنان كن كه پذيرفتهاى مست چه خفتى كه كمين كردهاند * كارشناسان نه چنين كردهاند ادب ديگر آنكه با لران و قزوينيان و گيلانيان و مازندرانيان و هندويان