شجاع
155
أنيس الناس ( فارسى )
از هردو جانب در يك حال محبّت منعقد گردد و در يك حال خلل پذيرد ، و تواند بود كه يكى باقى ماند و يكى مرتفع شود . چه لذّات حيوانى به سرعت تغيير قريب و تغيير يك طرف مستلزم طرفى ديگر ، نه ديگر محبّتها باشد كه اسباب آن مختلف بود مانند محبّتى كه اسباب آن از يك طرف لذّت بود و از ديگر طرف منفعت . چنانچه مغنّى و مستمع . چه مغنّى مستمع را بسبب منفعت دوست مىدارد و مستمع مغنّى را بسبب لذّت . و اى بسا كه ميان عاشق و معشوق هم برين منوال بود كه عاشق از معشوق ملاحظهء عيش و انتظار لذّت كند و معشوق ازو انتظار منفعت . و درين نوع محبّت تظلّم و شكايت بسيار افتد . بلكه در هيچ نوع از انواع محبّت چندان خطاب و عتاب واقع نگردد كه درين نوع . و سبب وقوع اين صورت آن بود كه طالب لذّت استعجال مطلوب كند و طالب منفعت در حصول مطلوب او تأخير نمايد . پس اعتدال و مصادقه ميان ايشان صورت نبندد و ازين سبب عشّاق شهوانى پيوسته متشكّى و متظلّم باشند ، و فى الحقيقة اين جماعت ظالم و خاسرند . چه از استيفاى تمتّع عيش بىكدورت دايمى و از استبقاى لذّت بىندامت روحانى استعجال به انتقال شهوتى سريع الزّوال فانى نمودن غايت ظلم و نهايت خسران و تظلّم بود . و اين نوع محبّت را محبّت لوّامه خوانند ، يعنى مقرون به ملامت . ليكن