شجاع

146

أنيس الناس ( فارسى )

بيت به پيش خلق نامش عشق و پيش من بلا [ ى ] جان * بلا و محنت شيرين كه جز با او نياسايى پس طبع خويش را عشق مياموز و خويش را از غم روز و بيخوابى شب و آه سحرى برهان و بدين بلا و محنتش گرفتار مگردان . شعر اى دل از جام مى عشق بتان نوش مكن * خويش را زين مى بىفايده بيهوش مكن غم روز و شب و آه سحرى ياد آور * بر تو آن جور كه كردند فراموش مكن مردمى زين پسران جان پدر چشم مدار * سخن عاشقى و عشق دگر گوش مكن چه مدار عشق و بناى عاشقى بر درد دل و جور يار و رحمت اغيارست . شعر عاشقان را درد دل بسيار مىبايد كشيد * زحمت اغيار و جور يار مىبايد كشيد هركه عاشق گشت اگر خود نازنين عالم است * نازكى كى راست آيد بار مىبايد كشيد همچو منصور آنكه مىگويد انا الحق بس بلند * پاىكوبان سر به پاى دار مىبايد كشيد