شجاع

125

أنيس الناس ( فارسى )

و به طمع بيشى و توقّع زيادتى معاملهء نسيه نكند . چه اى بسا نسيه كه « مايه‌سوز » بود . مثل تا خام طمع هست مفلس را باك نيست . و اصل تباهى تجارت آنكه از مايه بايد خورد . پس نظر به كثرت مال و وفور مايه نبايد كرد . حكما گفته‌اند مال بىتجارت و علم بىبحث و ملك بىسياست زود فانى و ضايع گردد . و تمامتر امانتى آنكه بر خريده دروغ نگويد . چه كافر و مسلمان را بر خريده دروغ و غير واقع گفتن مذموم و نامحمود است . شرط ديگر آنكه بيع ناكرده هيچ چيز از دست ندهد و در معاملت و صرفه بردن شرم ندارد و مكاس را فراموش نكند . چه مكاس را نصف تجارت گفته‌اند . ليكن انصاف را شعار خويش سازد و ناانصاف نباشد . چه مكاس ديگرست و بىانصافى ديگر ! و مايهء تاجر را هيچ آفتى بدتر از ناانصافى نيست . مثنوى دان كه انصاف است سلطان نجات * هركه منصف شد برست از ترّهات از تو گر انصاف آيد در وجود * به كه عمرى در ركوع و در سجود