شجاع

117

أنيس الناس ( فارسى )

ادب ديگر آنكه از چيز مردمان طمع بردار تا در دلها محبوب باشى و چيز خويش از آن خويش دان و چيز مردم از آن مردم دان تا به امانت معروف گردى و اگر تقدير را مالت ضايع گردد كسالت و تن‌پرورى و عجز به خود راه مده و چيزى پيدا كن و اگرچه اندك بود مايهء خويش ساخته به تجارت مشغول گرد . چه تاجران در اوّل تجارت تنك‌مايه مىباشند . و به تدبير و رأى و تدريج و صبر زيادت مىگردان و ذخيره مىساز تا زمانى كه ديگربار صاحب مال گردى . چه جمع آوردن مال امرى است تدريجى نه دفعى . و آنچه به دفعة واحده به دست افتد به سبب يافتن ذخيره يا حصول ميراثى بود و ثباتى و بقائيش نباشد . مثنوى گر صبر كنى ز صبر بىشكّ * دولت به تو آيد اندك‌اندك دريا كه چنين فراخ‌روى است * پالايش قطره‌هاى جوى است وان كوه بلند كابناك است * جمع آمد ريزه‌هاى خاك است