منوچهر خان حكيم

مقدمه 11

اسكندرنامه ( بخش ختا ) ( فارسى )

مقدمه بر هم زدن چاه عزازيل و كشتن عشيرهء جادو 229 [ فريب خوردن شهزاده فريدون از شدّاد زنگى ] 233 [ گرفتار شدن شداد به دست ديلم شاه ] 234 [ كشته شدن شداد به دست اسكندر ] 238 رفتن اسكندر به دشت قبچاق و صورت بستن ارسطو 240 رفتن اسكندر به ملك روسيا و مسلمان شدن قبطال 241 مقدمهء نقل مرد چوپان و سبك شدن غم اسكندر 250 متوجّه شدن اسكندر به جانب بيابان قضا و قدر و شرح قضايا 252 [ ديدن اسكندر اسرارى را در بيابان ] 255 [ گشوده شدن اسرار بيابان با سروش غيبى ] 256 مقدمهء تمام شدن آب لشكر و آمدن عبد الصّمد جنّى 258 ديدار اسكندر با زرين شاه و عاشق شدن شهزاده فريدون بر راشيه بانو 260 [ گفتن فريدون راز خود را به ارسطو و چاره‌جويى از او ] 265 [ شرط زرّين شاه براى ازدواج دخترش ] 267 [ نشانه‌هاى قلعهء داوودى طلسم شده ] 268 [ گشوده شدن طلسم قلعه و گرفتار شدن فريدون به دست ديوان ] 270 [ نجات يافتن فريدون به دست حضرت سليمان ] 271 [ بقيهء قضاياى طلسم داوودى و نجات يافتن شهزادگان ] 273 [ داستان محمد شيرزاد و پريزاد ] 276 [ گرفتار شدن فرهنگ به دست غياثان ديو و قضاياى ديگر ] 278 [ ازدواج شهزاده فريدون را راشيه بانو ] 281 بردن غياثان ديو فرهنگ را و گرفتن پادشاه و وزير سرانديب را 282 رفتن محمد شيرزاد در بيابان و گرفتار شدن به دست ديوان 284 [ غلبهء محمد شيرزاد بر ديوان ] 287 رفتن امير خان سپهسالار در بيابان و ديدن پريزادان 288 [ به هم رسيدن محمد شيرزاد و امير خان و ازدواج محمد با پريزاد ] 291